وب نوشت های من

شخصیتی جدید…

بهمن۸

سلام…

بی تربیت جواب سلاممو بده…

آفرین…حالا شد…

عارضم به خدمتتون که عده ای از دوستان و آشنایان و جمعی از نویسندگان و نمایندگان مجلس و حتی تعدادی از دوستان در کنگره آمریکا به من ایمیل زدن و نامه و تلفن و اس ام اس(پیامک) و….که مهدی چرا دیگه توی وبلاگت چیزی نمی نویسی و ملت رو سردرگم کردی و همه رو چشم انتظار می ذاری…خیلی از دوستان هم گلایه می کنن که تو حالت خوب نیست و مثل قدیما نیستی…همش تو خودتی و اعصابت خورده …

باور کنید …باور کنید و باور کنید که هیچ اتفاق خاصی برای من نیفتاده … فقط دوستان توجه شون نسبت به من بیشتر شده و من هم نمی دونم چرا…؟؟؟ البته انکار نمی کنم که در اندرونی ذهن من خیلی چیزایی هست ولی هر چی هست مال الان نیست و دو سه سالی هست که با منه و هر از چند گاهی برام تکرار می شن…فقط بعضی وقتا که دیگه درس و دانشگاه و پروژه و کار و زندگی هم بهم فشار میاره دیگه خیلی اعصابم خورد میشه و نمی تونم مثل همیشه باشم و دوستان فکر می کنن که اتفاقات خاصی برای من افتاده…البته از اینکه دوستان به من لطف دارن ممنونم ولی زیاد نگران نباشید…

در ضمن از این به بعد منتظر یه شخصیت جدید از من باشید…

دروس مریخی ، امتحانات ونوسی

دی۲۸

سلام…هفته هفته امتحانات هست و همه سرشون تو درس و …دیگه ….دیگه چی می خواستم بگم..آهان نمی دونم از دیشب که به ذهنم این تیتر مسخره این پست به ذهنم رسید اتفاقات جالبی داره برام میفته!!! البته بگم من تا حالا کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی رو نخوندم ولی اسمش خیلی جالبه و دقیقاً این جمله «دروس مریخی ، امتحانات ونوسی» رو به یاد میاره! چرا؟ خوب ساده دیگه …فکر کن یه امتحان رو یک هفته براش وقت داری در حالی که امتحان جزوه باز(!)، Open Time (که دیگه از عجایب قرن محسوب میشه!) و هر Openی که دوست دارین باشه…و مطمئن باشی که نمرت بالا تر از ۱۴ نمیشه ..!! چی کار میکنی؟ نه…خداییش چی کار میکنی؟؟؟

آخه بابا مگه اینجا میدون جنگ که اساتید نمی خوان کم بیارن…جالب تر این که می بینی ترم قبل دوستانت همین درس رو با میانگین نمره ۱۹ پاس کردن!!!! خدا…. چه درسی رو هم…درسی رو که خیلیا می گن سخت ترین درس رشته کامپیوتر هست … درس «نظریه زبان ها و ماشین ها» که اسمش هم خیلی سخت هست و به حول و قوه الهی داریم می پاسونیمش به اعتقاد بسیاری از کارشناسان امر قضاوت درس بیهوده ایست!!! حالا این درس از کجا اومده…کی آوردتش ….نمی دونم والا …فکر کنم از مریخ اومده…امتحانشم که ….

ماجرا به همینجا ختم نشده…امروز امتحانِ….امتحان مهندسی نرم افزار ۱ داشتم …یک اتفاق نادر…خودمم هنوز باورم نشده…استادی که خیلی ازش بدم میومد ۱۵ دقیقه بعد از شروع امتحان اومد در گوشم گفت: «آقای دادخواه، برگت رو بده برو…!!!» من که حسابی سفید شده بودم گفتم :«یعنی چی؟؟؟؟!!!» در همین لحظه استاد خودکارم رو در یک جرکت غافلگیر کننده از دستم کشید و بالای برگه یه ۲۰ بزرگ گذاشت و امضا کرد و گفت : «من قبولت دارم، بلند شو برو»….داشتم می ترکیدم….همینجور داشتم استاد رو بهت زده نگاه می کردم که دوباره استاد گفت :«من کسایی رو که می شناسم از روی برگه نمره نمی دم!!!» …منم تصمیم خودم رو گرفتم و بلند شدم برگه رو بهش دادم و گفتم: «منم شما رو قبول دارم (خدایا منو ببخش!!)»…و رفتم به سمت در که برم …دوباره استاد صدام زد گفت :«فقط پروژه رو تحویل بده» منم با تکون دادن سر بهش اشاره کردم کهه باشه….و رفتم….همه دوستان مات و مبهوت مونده بودن که چه صحبتی بین ما رد و بدل شده که من به این زودی از سر جلسه بلند شدم!!! واقعاً اگه شما جای من بودید چی کار می کردید…؟؟؟

الان نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت….نمی دونم دارم خواب می بینم…

تموم نشده که ….صبر کن بابا…تازه ماجرا شروع شده…

فردا یه امتحان دارم خدا….باید برم سر جلسه امتحان اسمم رو بنویسم و بیام بیرون…خیلی جالبه نه؟؟ درس رو استاد با پروژه اشتباه گرفته!!! میگه همه نمره درس گرافیک، پروژه…تا ۲۰ اسفند هم وقت دارید پروژه رو تحویل بدید!!! این دیگه چه جورشه؟؟؟

نمی دونم چرا این ترم اینجوریه…ولی…اینم یه جورشه دیگه ….درس مریخی امتحان ونوسی هم داره دیگه…

*چند روز پیش اعلام شد تاریخ تحویل پروژه گرافیک به ۱ اردیهشت تغییر کرده!!!!

تعریف دانشجو!

دی۲۲

چند وقتی بود چیزی تو وبلاگم ننوشته بودم، دونباله بهونه بودم که یه چیزی بنویسم و بالاخره پیداش کردم…راستش سر امتحان دیروز که حدوداً ۳ ساعت طول کشید به مشقت هایی که دانشجوها برای پاس کردن واحدها می کشن فکر می کردم…مثلاً همین سامان خودمون …فردا امتحان مدار منطقی داره و حدوداً ۲ روز برای خوندنش وقت داشته ولی تا الان یه ضرب داره با لپ تاپ هوتن بازی میکنه…آخه چرا دانشجو باید امتحان بده؟…راستی هوتن هم فردا مدار منطقی امتحان داره…ولی چرا داره ریاضی ۲ می خونه رو دیگه نمی دونم …خدا رو شکر که من منطقی پاس کردم و این عذاب رو تحمل نمی کنم …واقعاً به قشر دانشجو کمال ظلم روا داشته شده!

حالا …بگذریم..می خواستم دانشجو رو تعریف کنم …البته دانشجوی …

۱-جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود (ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند!)

۲-عاشق تخم مرغ است!(البته در مورد دانشجویان خوابگاهی)

۳-سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!(مثل سامان)

۴-سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد.(البته این جمله کاملاً طنزه و قصد توهین نداره)

۵-معمولا لیگ تمام کشورها را دنبال می کند!(خوب هیجان برای زنگی نیازه دیگه)

۶-عاشق عبارت « خسته نباشید» است ( البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس!)

۷-هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید!| (البته این برای دانشجویانی صادق است که به میزان لازم واحد پیجاندن غذا در سلف را پاس کرده باشند.بدیهی است برای ترم صفری ها صادق نیست.)

۸-او سه سوته عاشق می شود! (دقیقاً برای ترم صفری ها صادقه…اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود!)

۹-چت می کند! خیابان متر می کند! (در یک کلام : حال می کند! )

Newer Entries »