وب نوشت های من

روز درک تضاد، تفاخر، تبعیض!

آذر۲۶

داستان از دو ماه پیش شروع شد، وقتی که من و سینا تصمیم گرفتیم هر هفته جلسه آموزش لینوکس برای دانشجوهای ترم پائینی عزیز بذاریم. اواخر مهر بود. صحبت های اولیه شد، قرار شد فعلاً یک جلسه کوچیکی تو همون دانشکده فنی قدیم برگزار کنیم. ولی به دلیل این که سالن برای کلاس استفاده می شد نتونستیم مراسم رو برگزار کنیم. بعد هم که به دانشکده سردشت رفتیم… دوباره صحبت کردیم…حتی پوسترهای مراسم هم آماده کردیم! اما گفتند ویدئو پروژکتور نداریم! خوب ۲ هفته ای هم به همین صورت سپری شد…

بالاخره ویدئو پروژکتور نصب شد. گفتیم : «ایول، اولین برنامه سالن مال ماست!» ، اما گفتن سالن آماده نیست! ولی با کمال تعجب همون هفته چهارشنبه مراسمی توی همین سالن ناآماده برگزار شد!

روزها گذشت و بالاخره پوسترهای مراسم نصب شد و ۲۴ آذر “همایش آشنایی با لینوکس” قطعی شد.

احتمالاً مراسم ۱۶ آذر دانشگاه یادتون هست.. ۳ تا دوربین مدار بسته و ۱ دوربین دیگه از مراسم فیلم برداری می کردن…اینو داشته باشین…

صبح روز ۲۴ آذر اطلاع یافتیم که سالن دوربین نداره! یکی از دوستان هم کلی رفت دانشگاه و اینور و اونور که دوربین بگیره اما نشد…

قبل از اینکه مراسم شروع بشه…به مسئول سالن گفتیم که خوب با دوربین مدار بسته فیلم بگیرید… گفتن نه…اصلاً کیفیتی نداره…با همون دوربین موبایل بگیرید بهتر در میاد…!! (اونجای آدم دروغگو!)

خوب مراسم به هر نحوی بود برگزار شد… البته بماند که در همون جا اتفاقاتی برام پیش اومد که نتونستم ارائه خوبی داشته باشم…من که حتی شاید هر ترم ۳ یا ۴ تا ارائه حتماً دارم…حتی تمام چیزهایی که آماده کرده بودم هم از یادم رفت…خوب… بگذریم…

چهارشنبه ۲۵ آذر… وقتی که دیدم مراسمی توی سالن هست..رفتم توی سالن…جمعیت خیلی زیاد بود….فکر کنم حدوداً ده ۱۵ نفری بودن…اینو داشته باشید…

تو پرانتز بگم…همون روز مراسم لینوکس به ما گفتن جمعیت توی سالن کم هست…برید توی اتاق سمینار، طبقه سوم!

برگردیم سر همون قضیه چهارشنبه…با کمال تعجب دیدم که دوربین بسیار با دقت خاصی داره از مراسم فیلم میگیره… خوب شما اگه جای من بودید چی کار می کردید؟

البته وقتی خوب دقت کردم فهمیدم چرا دوربین آوردن….آخه از ما بهترون داشتن مراسم رو برگزار میکردن…!!! ;-)

 نظرات برای

“روز درک تضاد، تفاخر، تبعیض!”

  1. در تاریخ آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۴ ب.ظ سینا :

    بیخیال پسر. زیاد سخت نگیر. اینجا دانشگاه اراکه!

  2. در تاریخ آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۸ ق.ظ نیمه مست (بهروز) :

    ای بابا! این مملکت همه چیش همینه!
    ولی به قول یارو گفتنی:
    ما که رفتیم آسیا … کون لق آبیا!

Email will not be published

Website example

Your Comment: