وب نوشت های من

عجیب ولی واقعی!

شهریور۱۲

سلام…

این روزا اتفاقات عجیب و غریبی داره میفته… از وقایع بعد از انتخابات گرفته تا دادگاه های نمایشی و نمره دادن اساتید…

اما عجیب تر از همه اتفاقی بود که برای من و دوستانم در سازمان هواشناسی افتاد… البته این اتفاق رو بهروز جان خیلی زیبا و به زبان بسیار شیوایی به نقد گذاشته و البته قرار بر این بود که بنده نیز در ادامه به افشاگری های تازه ای بپردازم… اما به خاطر هشدار “پلیس وبلاگ(طرح امنیت در وبلاگ ها)”  و اینکه در صورت ادامه وبلاگ فیلتر خواهد شد از خیر این مطلب گذشتم…

ولی پیشنهاد می کنم  این مطلب بی نظیر در وبلاگ آقا بهروز با عنوان “بشین آقا” (اینجا) رو حتماً بخونید!

خودتون قضاوت کنید…


در بخش خاطرات
 نظرات برای

“عجیب ولی واقعی!”

  1. در تاریخ شهریور ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۹ ب.ظ ملوچ :

    چه جوریاس که تو مهندسی نرم افزار اراک خوندی…بهروزم میشناسی…ولی من نمیشناسمت؟
    ضمنا…یعنی چی جومونگ کیه؟…جومونگ الان از احمدی نژادم معروفتره…هه ;)

  2. در تاریخ شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۰ ب.ظ وحید :

    اینم از خاطره برگزیده ی تابستان ۸۸ …
    :)

  3. در تاریخ شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۳ ق.ظ ستاره :

    سلام اینکه کامنت گذاشتید دم بچه های انجمنی گرم مشتاق شدم ببینم این کدوم دوستی است که مهدی نام دارد؟؟؟
    موفق باشید

  4. در تاریخ شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۵ ق.ظ نینا :

    سلام

    مرسی که به وب بنده سر زده بودی

    منم تلافی کردم و بهت سر زدم

    تازه اونجایی که گفته بودی بریم و بخونیم جناب دوستتون چی نوشتن هم رفتم و خوندم

    خداییش حالا انقدر این هواشناسا بی حوصله ان که موقع شاشیدن ببخشید ادرار کردن نمی شینن

    وبت هم خیلی با نمکه

    از فیلتر هم خبری نیست

    هر چه دل تنگت می خواد بنویس

  5. در تاریخ شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۸ ق.ظ آرش-فریادسکوت :

    ببخش مهدی جان دیر به دیر میام پیشت
    ولی مطالب جالبت را همیشه میخونم
    اون مطلبی که گفتی را هم خوندم…

Email will not be published

Website example

Your Comment: