وب نوشت های من

اعتراف

شهریور۸

با سلام خدمت ریاست محترم دادگاه

اینجانب م. د ملقب به “ام دی تی چهارصدوچهارده” (Mdt414)  و معروف به close Mind  لازم دانستم برای تنویر افکار عمومی، اعترافات خود را که پس از متحول شدن اینجانب بعد از دیدن اعترافات شخصیت های ضد انقلاب در صدا و سیما نگاریده ام را به سمع و نظر خوانندگان برسانم، امید است خداوند مرا ببخشاید و این بخشش مورد پذیرش دادگاه نیز قرار گیرد.

اعتراف می کنم که از همان کودکی علاقه زیادی به رایانه داشتم،البته در آن زمان من از کلمه کامپیوتر که انگلیسی ها و امریکایی ها برای براندازی نرم آن را به کار می بردند استفاده می کردم و این ابتدای کار بود تا ذهن دیگران را آماده کنم.

اعتراف می کنم که یکی از اولین کسانی بودم که در ایران به اینترنت معتاد شدم و اینترنت را که از سوی  آمریکا برای براندازی نظام ساخته شده بود را در بین دوستانم ترویج می کردم.

اعتراف میکنم که پس از عضویت در سایت Yahoo  تمام نام های کابری خود در اینترنت را با نام mdt414 ثبت کردم که اسم رمز ارتباطات با گروه های برانداز بود.

اعتراف می کنم که به کمک سرویس های جاسوسی غرب توانستم تعدادی از سوالات آزمون کنکور سال ۸۵ را که در آن شرکت کرده بودم را بدست آورم . نام، نام خانوادگی، شماره داوطلبی و … از جمله این سوالات بود. بدست آوردن سوالات کنکور از آن جا اهمیت داشت که من می بایست در رشته مهندسی کامپیوتر یا رشته های مرتبط با کامپیوتر قبول شده تا در حین انجام فعالیت های براندازی از طریق اینترنت کمتر مورد ظن و اتهام قرار گیرم و فعالیت های بنده به نوعی کنجکاوی جلوه کند.

پس از ورود به دانشگاه فعالیت های خود را شدت بخشیده و از طریق یادگیری زبان PHP که در لابراتوارهای رژیم صهیونیستی تهیه شده بود اقدام به طراحی سایت های متعدد کردم که همگی با هماهنگی و همکاری گروه های OpenSource که ایده آن توسط  کشورهای غربی از جمله امریکا مطرح شده بود، کردم.

اعتراف می کنم که در راستای گسترش افکار OpenSource درهمان سال ورود به دانشگاه اقدام به برگزاری همایشی در همین مورد با همکاری دانشجویانی چون  “ا. ع “  و  ”س. س”  و  ”ب. د”  کردم که با حضور افراد برجسته جنبش OpenSource برگزار گردید.

پس از آن با حضوری فعال در انجمن اسلامی دانشجویان اقدام به ترویج افکار خود پرداخته واقدام به انجام فعالیت های خرابکاری در آن انجمن پرداختم که از آن جمله می توان به خرابکاری در نمایش فیلم “از نفس افتاده” اشاره نمود که پس از آن به سرعت از محل حادثه متواری گشتم.

اعتراف می کنم که در همان سال با ایجاد وبلاگی که مطالب آن از سوی مقامات ارشد ارسال می شد و قصد آن ایجاد تشویش در بین جوانان بود را راه اندازی کردم که البته بسیار زود این پروژه شکست خورد.

در ادامه و در جریان تبلیغات های انتخاباتی با وجود اینکه از سوی یکی از نامزدها پیشنهاد قابل توجهی به این جانب برای طراحی سایت آن نامزد که اسم او را نخواهم گفت شد. اما به دلیل سیاست های از پیش طراحی شده مجبور به رد درخواست این نامزد که در انتخابات آخر شد شدم. و به راه اندازی سایتی برای نامزد مطبوع کرده که مطالب آن به طور خاص از طریق سرویس های برانداز اسرائیلی دیکته می شد.

بعد از انتخابات باشکوه ۲۲ خرداد نیز که در واقع مرحله اصلی کار بود با هدایت شبکه های BBC و VOA و FRANCE24 اقدام به تهیه فیلم و عکس از تجمعات میلیونی مردم در شهر اراک نموده و اقدام به ارسال آن ها به این شبکه ها از طریق اینترنت که قبلاً به آن اشاره شد و استفاده از نرم افزار FireFox که زاییده همان جنبش OpenSource است نمودم.

اعتراف می کنم که در بعضی از عکس هایی که از تجمعات شهر اراک گرفته شده بود با استفاده از نرم افزار  ”پی هو تو  شوپ” (Photoshop) که در اختیار دوستم “م. م” گذاشته بودم دستکاری شده تا قسمت هایی از عکس ها که جمعیت دیده نمی شود با استفاده از این نرم افزار پیشرفته امریکایی روتوش شود.

در پایان از ریاست محترم دادگاه می خواهم که به جای مجازات اینجانب که در واقع به خاطر علاقه به رایانه از همان کودکی به اشتباه به این راه کشانیده شده ام، سران این جریان را به دادگاه بیاورند تا پاسخگوی دادگاه باشند.

آخ نزن، آخ، می گم، باشه خودم می گم، آی…

آخه چی بگم دیگه، چیزی یادم نمی یاد…

چی؟ میریم کهریزک؟ نه نه نه یادم اومد، یادم اومد…

اعتراف می کنم که واقعا نمی دونم چی به سرم اومده تو این مدت…

اعتراف میکنم گند زدم…

اعتراف میکنم اگه تو صدا و سیما بگن روزه نباید شک داشت که شبه…

اعتراف می کنم که از سریال جومونگ به شدت خوشم میاد!

اعتراف میکنم نمیتونم صبح ها زود بیدار بشم…

اعتراف می کنم نیاز به کمک دارم ولی چرا کسی رو ندارم کمکم کنه نمیدونم…

اعتراف می کنم پسر بدیم اما بدتر از منم هست …

اعتراف می کنم ازباخت استقلال خیلی خوشحال می شوم. اعتراف می کنم که وقتی استقلال گل می خورد قند تو دلم آب میشه ولی خودم رو کاملاً بی طرف نشون میدم.

اعتراف می کنم که بدجوری تو بحرانم!

اعتراف می کنم که بعضیا خیلی بی معرفتن !

اعتراف می کنم ….

– کافیه…ببریدش…قطعه ۳۰۲….

 نظرات برای

“اعتراف”

  1. در تاریخ شهریور ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۷ ق.ظ نیمه مست (بهروز) :

    بیا! حالا هی بهت گفتم بمون تو ستاد همون شیخ اصلاحات! حداقل الان پونصد تومنی زده بودی به جیب!
    میگم نمیخوای اعتراف کنی که یه شبی توی اراک، با خنده های از پیش طراحی شده خودت باعث شدی نماز یکی از هموطنهای عزیز به هم بخوره؟!
    پس به عنوان یه کامپیوتری به disconnect کردن یه بدبختی از خدا هم اعتراف کن!
    در ضمن، سر پا نشاش!

  2. در تاریخ شهریور ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۰ ق.ظ open mind :

    ایول . . وکیل شما یک هفته وقت داره تا لایحه رو تحویل دادگاه بده

  3. در تاریخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۹:۱۲ ق.ظ شادی :

    احسنت…

  4. در تاریخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۵:۲۸ ب.ظ arefeh :

    خوشمان آمد …

Email will not be published

Website example

Your Comment: