NotePad
دیشب حول و حوش ساعت ۲ که داشتم با لپ تاپم کار می کردم یه دفعه ای به سرم زد و کارای عجیبی کردم…بماند …ولی به این نتیجه رسیدم که گاهی وقتا نیاز دارم بشینم پشت کامپیوتر، بهتره دیر وقت باشه…آره.. آخر شب باشه شایدم ۴ صبح.
یه نت پد باز کردم و بعد شروع کردم به نوشتن ….
نوشتم و نوشتم .خیلی نوشتم .وقتی می گم خیلی یعنی خیلی. از هرچی از هر کجا…از اون چیزایی که نمی تونم به کسی بگم و آزارم می ده. از اون چیزایی که می خوام بلند فریاد بزنمشون…اما …از احساسم نوشتم… از آیندم… از گذشتم…از اینکه کیم…کجام؟
بعضی چیزا رو با خط درشت نوشتم و بعضی چیزا رو با خط کوچیک…بعضیا رو سعی کردم با فونت قشنگ درستشون کنم و بعضیا رو که اذیتم میکردن با بدترین فونت ممکن نوشتم…یه جورایی دیگه قابل خوندن نبودن!
وقتی اونقدر نوشتم که خسته شدم ، نوشتم رو اونجور که می خواسم تموم کردم. یه پایان خوش یا یه پایان غم انگیز؟
بعد یه بار از اول تا آخر خوندمش…
با خودم فکر کردم کار تمومه ….بسه دیگه…
فقط کافیه که روی اون ضربدر قرمز بالای نت پد کلیک کنی.
اگه چیزی ازت پرسید تحویلش نگیر …
می خواد اغفالت کنه ….
بگو نه …
محکم بگو نه و همه رو دور بریز…
بعد دیگه به هیچ چی فکر نکردم و خوابیدم…