وب نوشت های من

بهونه بی بهونه…!!!

دی۱۱

دیروز حالم خیلی بد بود…یعنی بد شد…نمی دونم چرا اینطوری شد؟ شاید تقصیر خودم بود …شایدم اون تلفن لعنتی که ….به هر حال من یه معذرت خواهی به دوستانم بدهکار شدم …

وقتی ظهر استقلال باخت خیلی خوشحال شدم و با خودم گفتم اگه خودت روزت رو خراب نکنی همیشه اتفاقات خوب هست..ولی…پرسپولیس هم با اون بازیش…دوباره اعصابم رو خورد کرد. نمی دونم ولی من که اصلاً تحمل باخت پرسپولیس رو ندارم…جالا به هر دلیلی که باشه…وقتی می دیدم بچه ها با هم بحث می کردن و هر کدوم نظر کارشناسیشون رو ارائه می دادن …وقتی می دیدم که همه به باخت پرسپولیس راضین…کلی اعصابم خورد می شد… دیگه داشتم دیوونه می شدم…ولی باز دم بهزاد گرم…خیلی به موقع اومد و جو رو عوض کرد …شاید بعد از خوردن شیرینی تولدش بود که تقریباً حالم بهتر شد …

راستی بهزاد جان تولدت مبارک .

در بخش خاطرات


Email will not be published

Website example

Your Comment: